پارت صد و نود :

قلبم از تپش ایستاد، بی تردید قتلگاهم بود آن‌جا ... مکانی که اگر حنا می‌رفت و دیگر دستم به او نمی‌رسید به گورستان تنم مبدل می‌گشت.
مزار جسم آش و لاش شده‌ی باخته‌ از زندگی‌ام ... لب‌هایم تکان خورد، ولی جسمم هر دم داشت تحلیل می‌رفت.
- پلاک، پلاک ماشین رو دارین؟
سری به نشانه‌ی نه تکان داد. نا امیدی با یکه تازی به سقف قلبم سایه انداخت. دلشوره بود که به وجودم همینطور یک ریز تزریق م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!