معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت سی و پنجم :
«گاهی هم دنیا رو سرت آوار میشه وتو نمیدونی چطوری خودت رو از زیر آوار بکشی بیرون،فقط باید صبر داشته باشی وعجله نکنی،این یه قانونه»
درب اتاق با شدت باز شد.فرهان در جایش غلتید.ولحاف را کامل روی سرش کشید.
_فرهان پاشو بازچه غلطی کردی تو؟
سینا چون جوابی از فرهان نشنید،لحاف را از روی تن فرهان برداشت ویک گوشه انداخت.فرهان هم عصبی به او توپید:
_چه مرگته کلهی سحر بلند شدی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
دنیز
0فرهان چی کار کردییییی..خراب کردی.خیلی خیلی بد. دلم برا لیلا کبابه.همه اش تخصیر مامانشه اگه میزاشت باماهیر بمونه الان این شکلی نمیشد. فرگل جان گل کاشتی با این رمان دختر
۲ سال پیشZarnaz
0عالی بود مرسی فرگل جونم ❤️دلم برای لیلا خیلی میسوزه گناه داره 🥺حداقل مامان فرهان نگران پسرش هست با پول ولی مامان لیلا فقط نگران پوله اصلا به فکر دخترش نیست😡🤬
۲ سال پیشنهال
0طفلی لیلا...فرهان وقتی بفهمه بهش *** کرده قیافه اش دیدنیه
۲ سال پیشساناز
2من دلم برای فرهانم می سوزه گناه داره 💙🤍🤎🧡🩵🩶💚💛❤️💜
۲ سال پیشنشمین
2سرنوشت لیلا چ غمگینه دلم براش سوخت مرسی فرگل جان رمانت عالیه
۲ سال پیشم.ر
3چقدر ناراحت کننده🥲🥲
۲ سال پیشاکرم بانو
1کجامیخوای بری لیلاجان،خیلی مادردلسوزی داری😔😔😔ممنون از پارت طولانی تون🌹🌹🌹
۲ سال پیشHadis
0روح لیلا رو کشت کاش حداقل واسه خودخواهی خودش باقی موندش رو از بین نبره :(
۲ سال پیش؛))
2کاشک بزارع لیلا بره:)کاشک آخرش لیلا ماهیر ب هم برسن
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Tinaa
0لیلای مظلومم..