پارت نهم :

گِل نرم و لغزنده بین دستان مهسا با چرخش دستگاه سفالگری فرم می‌گرفت. حفره‌ای میانش ایجاد کرد و دست تا مچ در آن فرو برد. گذرا به آیلین نگاه کرد. چند روز کم‌حرف شدن با آیلین پرسروصدا و وراج در تناقص بود. بی‌شک ذهنش درگیر موضوعی بود که دیر یا زود پرده از ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!