پارت نود :

کنار پندار نشستم. بچه‌ها با غر و متلک دوباره تلویزیون رو روشن کردن.
با ترس زل زدم به قسمت تاریکِ خونه. پندار که متوجه نگاهم شد به پونه گفت:
-پونه لطفا هالوژن رو روشن کن.
سوگل با حرص گفت:
-وای! بابا فیلم حال نمی‌ده که این طوری!
سعی کردم به خودم مسلط بشم و نذارم فیلم نگاه کردن اونا کوفت بشه. سریع گفتم:
-اشکال نداره. بشین پونه جان.
پونه توی جاش جابه‌جا شد و به تلویزیون Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • الناز

    0

    این چ خانیه که زنش میره نون میخره دارم کم کم به این نتیجه می رسم که پندار آبروی هر چی خانه برده🙁🙁🙁🙁

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️