ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت نود :
کنار پندار نشستم. بچهها با غر و متلک دوباره تلویزیون رو روشن کردن.
با ترس زل زدم به قسمت تاریکِ خونه. پندار که متوجه نگاهم شد به پونه گفت:
-پونه لطفا هالوژن رو روشن کن.
سوگل با حرص گفت:
-وای! بابا فیلم حال نمیده که این طوری!
سعی کردم به خودم مسلط بشم و نذارم فیلم نگاه کردن اونا کوفت بشه. سریع گفتم:
-اشکال نداره. بشین پونه جان.
پونه توی جاش جابهجا شد و به تلویزیون Ø
لطفا صبر کنید...

الناز
0این چ خانیه که زنش میره نون میخره دارم کم کم به این نتیجه می رسم که پندار آبروی هر چی خانه برده🙁🙁🙁🙁