ماتیلدا به قلم حانیه باصری
پارت صد و هفتم :
دلهره داشتم و حالم اصلا خوب نبود دستمو گذاشتم روی سرم و چشمام رو بستم.
با قدم های سریع منو توی خونه برد و پله هارو بالا رفت. حین بالا رفتن از پله ها کلاهش از سرش افتاد پایین
چشمم به موهاش افتاد
و اون چند تار مویی که جلوی صورتش اومده بود.
درست مثل نقاشی که کشیده بودم.
با زانوش در اتاق رو هول داد و واردش شدیم، روی تخت خوابوندم و رو به در داد زد :
- زود باشید بگید دکتر ب
مطالعهی این پارت حدودا ۳۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
مریم
0خیلی خیلی زیبا بود با شوخی ها خندیدم و با ناراحتی هاش گریه کردم قلمتون فوق العادست نویسنده جان 😍❤️💋امیدوارم موفق باشید
۵ ماه پیشماهلین
0خیلی قشنگ بود واقعا خسته نباشی نویسنده جان❤️✨️ واقعا رمان عالیی بود اولش واقعا شوخی و خنده ها ادمو سرحال میکرد
۵ ماه پیشAylar
0رمان خیلی خوبی بود قلمت عالیه تاثیر کاملی بر ما گذاشت و جوری نوشته بودی که ما هم احساسات شخصیت ها رو احساس کنیم عالیه دستت درد نکنه رمان عالیی بود❤️🌹
۵ ماه پیشAla
0واییی قلبم نمیتونه تحمل کنه دارم همه رماناتو مبخونم حانیا جونم و عاشق همشون شدم هم اشکهای ماه هم به طعم شکلات❤️💫
۶ ماه پیشمهناز
0من خیلی این اهنگ رو دوست دارم ولی حقیقتا دیگه نمیتونم گوش بدمش،واقعا اشکم در میاد و انگار این داستان واقعی بود👌👏🥲
۶ ماه پیشمهناز
0دست مریزاد خانم نویسنده واااااقعا دست مریزاد!!!👌👌🍀🍀👏👏👏✍️به معنای واقعی کلمه عااااااالی بود عاااااالی
۶ ماه پیشمهناز
0واقعا زبان از اینهمه زیبایی داستان قاصره!!!
۶ ماه پیش;)
0پارت اولو که خوندم نتونستم ولش کنم و همشو تو یه شب خوندم .با جون و دل همشو حس کرد و به دلم نشست واقعا عالی بودش و کیف کردم👏🏻 و دوباره از اول میخونمش چون خیلی خوب بود دست نویسنده درد نکنه با این رمان عالیش همینجوری ادامه بده اگه رومانای دیگه هم نوشته باشید رو میخونم مرسی از نویسنده عزیز 🌹❤️
۶ ماه پیشمائده
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
مبینا
0خیلی قشنگ بود خیللللی زیااااد
۷ ماه پیشیاس
0من توی یه روز تمومش کردم و الان که تموم شده دارم گریه میکنم 😭😭
۷ ماه پیشمائده
1من یکسال پیش نزدیک به ۱۰ پارت این رمان رو خونده بودم و خیلی خوشم اومده بود اما ادامه ندادم تا این تو این چند وقت دوباره به فکرش افتادم و بخاطر خوندم این رمان برنامه رو دانلود کردم و واقعا لذت بردم ممنونم ازت خانووم نویسنده
۷ ماه پیشدختر ماه
3وقتی داره اشکام میریزه دارم مینویسم نمیدونم چجوری بگم هم حس غم دارم و هم خوشحالم که عاشق بودن هم دلسوزی برای تک تکشون من با رمانا زندگی میکنم خیلی تجربه قشنگی بود ممنون ازت حانیا جان
۸ ماه پیشSarina
1قلم عالی بود خداقوت 💋💋💋
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Bahar
1زیباترین و قشنگ ترین و خفن ترین رمانی بود که تابحال خوندم دست