به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت هفتاد و دوم :
به پیروی از حسی درونی به سمت میزهای در هم چیده شدهای رفت که به موازی یک بخاری قرار داشتند. روی میز چندین قوطی به چشم میخورد. در تمامشان با مشمباهایی مسدود شده بود و سپس دری فلزی روی هر کدام تعبیه شده بود. احتمالاً محتوای قوطیها پودر بود و برای جلوگیری از پراکنده شدنشان اینکار را انجام داده بودند. حال که به فضای آشپزخانهی اقامتگاه نگاه میکرد، چیزهای جدیدی میدید. در کل اگر غرو
لطفا صبر کنید...

فاطی
1دست به جنبون سیریوس دیگه..هی میری تو هپروت..