به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت شصت و پنجم :
آرتور گوشش را بیشتر از آن تیز کرد و به سخنانی که از بیرون میآمد گوش سپرد. گویی اطلاعاتشان خیلی بیش از آن چیزی بود که او میدانست.
- ارباب آرتور حسابی خوش شانس هستن!
- بله! بله! همهی ما خوشبختیم. ما در این قبیله زندگی عالی داریم.
- کسی که جون ارباب رو نشون داده خیلی آدم خوبی بهنظر میاد. خیلی هم شجاع و... .
- من فکر میکنم در چند ماه اخیر هم دست به کارهایی برای قبیلهی یاک ز
لطفا صبر کنید...
