پارت دوازده :

***
- انقدر بهش گیر نده، این همه آدم طلاق می‌گیرن.
پشتم به او بود و توجهی به حرف‌هایش نمی‌کردم.
- امروز مدرسه خوب بود؟
دیگر تحمل این نقاب خونسرد را نداشتم. یک آن برگشتم و روی تخت نشستم. با اخم نگاهم کرد و گفت:
- چته حالت تهاجمی می‌گیری؟!
نفس عمیقی کشیدم تا بر اعصابم مسلط شوم.
- احسان من چی برات کم گذاشتم؟ کجای این زندگی برات کم بوده؟
چهره درهم کشید:
- تو زده

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!