پارت یازده :
***
- اگه میخوای من یکی از رفیقهام وکیل، توی کارهای طلاقت کمکت میکنه.
- باشه مرسی. لطف کن شمارش رو بده.
- بعد شام بهت میدم، کارتش توی ماشین.
خیره به گفتوگوی آن دو گفتم:
- احسان؟ دوغ رو میدی؟
بدون اینکه نگاهم کند پارچ دوغ را به سمتم نزدیک کرد تا خودم بر دارم. به شهلا که با اشتها غذا میخورد خیره شدم. این شهلا مگر نمیگفت شام نمیخورد؟! نگاه کلافهام را به گل ه
لطفا صبر کنید...
