پارت صد و هشتاد و دوم :

استارت زدم و بدون این‌که چراغ ماشین را روشن کنم دنده عقب گرفتم و آن‌جا را با سرعت ترک کردم.
" هر طور تو بخوای، هر طور تو راحتی، من تابع توئم"
درک بالایش، اینکه در حال بدی که خودش دچار و گرفتارش بود باز هم به من و راحتی و خواسته‌‌ی من فقط فکر می‌کرد قلبم را به درد می‌آورد.
او کوروش بود، همان کوروش مهربان و با ملاحضه‌ی همیشگی ...
اما من حنا نبودم، من حنای همیشگی نبودم که بروم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!