اینکا به قلم شهره احیایی
پارت چهل و نهم :
دندانهایش را نشانش داد و گفت:
- من یه هیولام...
لبان زیبا انحنایی پیدا کردند:
- بی مزه!
- راست گفتم، یه هیولایی تو درون منه... که ...
زیبا چشم غرهای رفت و شماتتبار صدایش کرد:
- نهال!
- هوم!
ناگهان چهرهاش مظلوم شد:
- خدایی محمد حسینو چرا نمیخوای؟
نهال کلافه از بحث قدیمی جواب داد:
- بی خیال این بحث شو.
زیبا بِرو بِر نگاهش میکرد. نگار و آوید د
لطفا صبر کنید...
