پارت سی و یک :


«ممکنه با آدمایی روبه روبه بشی که حتی یه ثانیه تحمل کردنشون هم به شدت سخت وطاقت فرساست،اما تحمل کن.این یه قانونه و زندگی دقیقاپر از قانون هایی که اصلا دلمون نمیخواد رعایتشون کنیم»

_اینجا اتاق توئه...
صوفیا ناخنش را بین دندان هایش گرفت.سرتا پای لیلا رو برانداز کرد.
_فکر میکنم نیاز نیست که کل خونه رو بهت نشون بدم..جمشیدخان گفتن این اتاق رو آماده کنن..
با حسرت و همزمان

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Najva

    1

    فرهانه کثافت،فرهانه بی لیاقت😂😑

    ۲ سال پیش
  • Hadis

    1

    مثل اینکه جمشید جای ملک رو پر میکنه فعلا

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    2

    اون موقع که عاشق لیلاشدی قیافت دیدن داره آقافرهان

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی بود مرسی فرگل جونم ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • نهال

    0

    😍

    ۲ سال پیش
  • دنیز

    1

    از دست ملک نسل راحت شدیم حالا باید فراهان رو تحمل کنیم اومدوارم فراهان عاشق لیلا بشه و لیلا ترکش کنه و برگرده پیش مشاهیر که اخخخ دلم همچنین روزی رو خواد

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    💙🩵🤍🩶💚💜💛❤️🧡🤎

    ۲ سال پیش
  • نشمین

    1

    از دست ملک نسا چند صبا راحت شد گیر بدتر از اون افتادباید دید ک لیلا می تونه دل پدر بزرگ و فرهان رو با خودش یکی کنه یا نه

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    2

    خدا به داد لیلا برسه

    ۲ سال پیش
کپی شد!