پارت سی :


**
لیلا دسته چمدان چرخدارش را کشید.مردم از کنارش رد می شدند واو شگفت زده به آن ها نگاه میکرد.چهره های عجیب ،لباس های غیر معقولی که از نظرش نامناسب به نظر می رسیدند.
_هوی چرا وایستادی بیا بریم؟
فرهان خیلی جلوتر بود.لیلا پا تند کرد خودش را به او رساند.
_تا حالا آدم خارجی ندیدی؟چقدر ندید پدیدی..همینه که تمام زمین و زمان میگن آدم باید با هم سطح خودش ازدواج کنه...
لیلا سرش ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    جالبه.. فرهان فن میبینم تو کامنتا🙄🙄🤣🤣

    ۱ هفته پیش
  • زهرا

    0

    چه علاقه ای به اسم صوفیا داری😂

    ۱ هفته پیش
  • Tinaa

    0

    من فرهانو میخواممم

    ۵ ماه پیش
  • آزاده.د

    1

    لیاقت ملک نسا هم یه دامادی مثل فرهانه ولی خب بیچاره لیلا که قراره با این بی شعور سر کنه💔

    ۱۱ ماه پیش
  • ...

    0

    تا اینجا شخصیت مورد علاقم فرهانه😭😂

    ۱ سال پیش
  • ....

    0

    عاشق آدم ناجالب گفتن فرهان شدم :))))

    ۱ سال پیش
  • هانی

    0

    کاش حداقل فرهان خوب باشه😑😕

    ۲ سال پیش
  • ر

    0

    عالی خوش قلم

    ۲ سال پیش
  • دنیز

    0

    چقدر دلم میخواد فرهان خفه کنم من اگه جای لیلا بودم سکوت نمی کردم من که عروسک خیمه شب بازی بقیه نیستم که..🙄😡

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    ممنون نویسنده جان💐💐به به هردم ازاین باغ بری میرسدچراهمچینن اینا صوفیاکم داشتیم این وسط تکمیل خوشبختی لیلا...

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    🤎🧡❤️💜💚🩶🤍🩵💙💛

    ۲ سال پیش
  • نشمین

    1

    ما هم دوست داریم فرگل جان .نمی دونم تا حالا ک از فرهان حس بد نگرفتم ببینیم بعدش چی میشه البته ک چیزی ب اسم عفت کلام نداره😂

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    فرهان بی تربیت اما بامزه

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    2

    اوه اوه عالی شد مرسی فرگل جونم ❤️❤️بغلتم بهم رسید منم کلی بغلت میکنم❤️❤️💋💋

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    1

    ☺️☺️☺️

    ۲ سال پیش
کپی شد!