معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت بیست و نهم :
***
ماهیر سس را روی ماکارونی درون طرفش ریخت.
_مامان دستت درد نکنه خیلی خوشمزه شده...
مادرش بیرون از آشپزخانه با ماهین ایستاده بودند.حلقههای اشک توی چشم هایش جمع شده بود،مادر بود دیگر؛می دانست که اگر پسرش از قضایای پیش آمده چیزی بشنود فرو می ریزد!
_من عصر تمرین دارم واسه پیش فصل.وای مامان مربیمون خیلی سخت گیره نکه خارجی هم هست...
خودش را روی میز کش داد تا ظرف کوچک ترشی را ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
عسل
1حالم داره از این ملک بهم میخوره 🤮 خاک تو سر لیلا حداقل با پدرت در مورد همه چیز مشورت میکردی دختره احمق
۶ ماه پیشبنفش علی
0با اینکه فرهان یه روانی تاکسیک مریضه ازش بدم میاد ولی حال کردم اونجوری با ملک حرف زد،ولی ماهیر 🥲😭گریم گرفت براشون
۷ ماه پیشآزاده.د
1یعنی قشنگ جاویدو رو سفید کرد این فرهان🙄
۱۱ ماه پیشNajva
0فراهانه مریض و عوضی😒
۲ سال پیشستاره
0جواب این همه دردامادره پس میده فقط اونم مادره مثلامصلحت دخترشاخواسته
۲ سال پیشنشمین
0وااای قلبم خدا
۲ سال پیشHadis
0فقط امیدوارم که حداقل حال هردوشون خوب بشه
۲ سال پیشHadis
0ملک خدا ازت نمیگذره بابت این کارت دلم برای هردوشون کباب شد میدونم که قرار نیست کلیشه ای پیش بره و عاشق فرهان بشه چون اول رمان یه چیز دیگه بود و این حس رو نمیگیرم از داستان
۲ سال پیشدنیز
0دلم برام تیکه تیکه شد... یه کاری کن برگردان....
۲ سال پیشZarnaz
0اخیییی🥺🥺🥺عالی بود مرسی فرگل جونم ❤️❤️
۲ سال پیشساناز
0❤️🧡💛💙🩵🤍🩶💚💜🤎
۲ سال پیشهستی
1خدا ازت نگذره ملک نسا
۲ سال پیشZ
1دلم براشون کباب شد میشه باز به هم برگردن
۲ سال پیشم.ر
0ممنون بانو پارت طولانی بود😍
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
1یعنی چی؟ عقد کردن؟ ای خدا چیشد یهو از خاستگاری و نامردی رسیدن به سفر؟ ملک خدا لعنتت کنه الان مثلا دخترت خوشبخته؟ زندگی تو پول و اون خونه به چه قیمتی؟😤 😭 💔 💔 💔 چه قدر تو بی خاصیتی لیلا