اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت بیست و پنجم :
به محض رفتن خواستگار ها دایی رو به زنش می گوید:
ـ زنیکه برگشته میگه پسر ما توانایی مالی نداره، خونه بگیره، دختر شما هم جهیزیه نداره. این به اون در. خدا در و تخته رو خوب با هم جور کرده. زلیخا دیگه نبینم از این خواستگار ها تو خونه راه بدی. هنوز هیچی نشده منت میزارن.
زن دایی که از لحن دایی ناراحت شده است، سکوت می کند و به اتاقشان می رود و من می مانم و کلی عذاب وجدان که باعث ناراحتیشان شده
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
ثریا
0عالی بود عزیزم
۱ سال پیشدستور
0رمان خیلی خوبی است
۲ سال پیشsama
0بهترین رمان سال
۲ سال پیشsama
0بهترین رمان سال
۲ سال پیش.
0خوب بو ادامش
۲ سال پیشمریم محمدی
0قشنگه
۲ سال پیششبنم
0قلمت مانا عزیز
۲ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون شبنم
۲ سال پیشطاها
0عالیه
۲ سال پیشطاها
0عالیه
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سلمانی
0جالب شد این رمان