چنگار به قلم حنانه بامیری
پارت پنجاه :
گره ابروان دخترانۀ ساحل درهم تنیده شد؛ شک داشت به صحت شنیدههایش و بیشتر از آن به دقت چشمان مهیار که سرتاپایش را میکاوید، شک داشت. گره ابرو درهم تنید تا مهیار ببیند اشتیاق او را که پنهان در پس شک و شبهههایش بود.
- تا اون کار چی باشه.
گویا فهمیده بود نیت شوم مهیار را؛ یا شاید میخواست او حدش را بداند و پایش را از مرزی که ساحل در لفّافه تعیین کرد، فراتر نگذارد.
مهیار که نگاه سر
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

Sky
0گفتم☹ چقد یه نفر میتونه عوضی باشه..