پارت چهل و ششم :

- همۀ این کارها رو می‌کنید که بگید کسری معتضد قاتل نبوده؟ حتی دوربین مداربسته هم قیافۀ کریهش رو قبل از ارتکاب جرم ضبط کرده بعد دادگاه داره تلاش می‌کنه بی‌گناه نشونش بده؟
گر گرفته بود؛ بسان آتش زیر خاکستر که به یکباره شعله بگیرد و بسوزاند، از جا پرید و خشمش به آتش کشید نگاه خیرۀ ساحل و نگاه ملتمس ماهرخ و نگاه مضطرب محمود را.
دست مشت کرده بود و اضطراب چنان بر تنش هجوم برده بود که هÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    فقط امیدوارم مثل داستان کلیشه خون بس نشد که بیابامن ازدواج کن تارضایت بدم

    ۲ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    😕

    ۲ سال پیش
  • لاله

    0

    رمانای دیگشونو بخونی میفهمین قلم نویسنده واقعا فوق العاده و پایانشم قطعا عالیه؛)

    ۱ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از نگاه پرمهرتون عزیزم

    ۱ سال پیش
  • آسمان

    0

    چرا جلوی دهنشو نمیگیره ساحل 🤐

    ۲ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    🫠🫠

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    0

    🥺.آقا قاتل پیدا شو..مهیار بره رد کارش..نکیسا گناهه

    ۲ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    😢🥺

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    👏🙏🌺

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️