بی رویا به قلم الهه محمدی
پارت صد و شصت و ششم :
دست شیدانه را گرفت و دوباره نگاهش کرد. با عجزی که توی نگاهش نشسته بود، پرسید:
-وقتی با اینهمه مشکل از حق خودش گذشته ما هم به روی خودمون نیاریم شیدا؟ میشه؟ اونوقت انسانیتمون کجا میره؟
-راه کمک بهش زیاده. به شرطی که بیشتر بهش فکر کنیم. مطمئن باشید شمام بیخیال شید، طاها همینجوری ولشون نمیکنه.
-میدونم! من میخوام قبل از اینکه طاها بیاد خیالش باب
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

میم
1شیدا همیشه مخش خوب کار می کرده منتها فقط برای چزوندن طاها ازش استفاده کرده همیشه 😁