پارت صد و شصت و هشتم :

به رسم ادب گیلاس‌هایمان را کمی بالا بردیم و سپس جرعه‌ای از شرابمان نوشیدیم.
کنجکاو بود لحن بیانش رسوایش می‌کرد.
- عشقت، مگه نگفتی دعوته؟
از جوابی که می‌خواستم بگویم، قلبم ضرب گرفت، بعد از دو روز فکر کردن مداوم، بازهم همچنان تردید رهایم نمی‌کرد، هر چند مقدارش اندک بود و ناچیز ولی باز چیزی نبود که بتوانم نادیده‌اش بگیرم.
منتظر نگاهم می‌کرد، با جان کندن تردید را کنار گ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!