جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت هفده :
مردِ نگهبان به سمت آبتین یورش برده و لگدی به او میزند. ملیسا میلهای آهنین مییابد. درنگ نمیکند. ملیه را بر میدارد. به سمت آن نگهبان حمله کرده و او را میزند. ضرب دستش زیاد است و همین باعث میشود میله در اثر برخورد با سر نگهبان کج بشود. نگهبان نالهای کرده و روی زمین میافتد. ملیسا نگاهی به چشمان آبی مرد مقابلش میاندازد. گیرهای از موهایش در آورده و سعی میکند دست او را باز کند.
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0شتتت شتتت شتتتتتتت...منننن تاا دو روززز دیگههه چجورررر صبر کنمممم😭