اینکا به قلم شهره احیایی
پارت سی و پنجم :
با دیدن نام مادر لبش از هم باز شد. نگاهش به ساعت بزرگ بالای تلویزیون بود که جواب داد:
-سلام مامان!
صدای مادرش مثل همیشه آرام بود طوری که وقتی حرف میزد باید گوشی را به گوشش میچسباند:
-سلام مادرخوبی؟!
مژه برهم زد جواب داد:
- خوبم، شما خوبین، بابام چطوره؟
صدای مادرش گرفته به نظر رسید:
-بد نیست دوباره فشارش بالاست.
نهال کوسن روی مبل را مرتب کرد پا سمتِ آشپزخانه ک
لطفا صبر کنید...
