حسرت با هم بودن به قلم مرضیه نعمتی
پارت پنجاه و یک :
اوضاع که آرام شد، روی صندلی نشستم تا نفسی تازه کنم که چشمم به بهاره افتاد که از دور به سمتم میآمد.
ـ الهام بیا برو بخش اتاق عمل. منشی اونجا حالش بد شده و دکتر گفته بره بیرون. دکتر شهریار گفت بگم تو بری تو بخش اتاق عمل و جای منشی بشینی.
جا خورده گفتم:
ـ من؟! پس جای من کی میاد؟
ـ نترس! خانم امیدی کسی رو جایگزینت میکنه. دکتر گفت آب دستته بذار زمین و برو اونجا.
از جایم برخاس
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

اسرا
0وای استرس الهام گرفتم ممنون عالیه