حسرت با هم بودن به قلم مرضیه نعمتی
پارت پنجاه :
صدای آهنگ موبایلم را شنیدم و گوشیام را از جیبم بیرون آوردم و جواب دادم:
ـ الو...
ـ سلام الهام جان. خوبی؟
ـ سلام مجید جان. راستشو بخوای نه زیاد. یه دختر بیچاره رو که هم سن و سال من بود همین الان بردن اتاق عمل...
ـ دور از تو عزیزم!
ـ نامزدشم خیلی نگرانه. قراره دو ماه دیگه عروسی کنن.
ـ چقدر ناراحت کننده!
ـ مجید!
ـ جانم؟!
هنگامه برایم چشم و ابرو میانداخت: «که چق
لطفا صبر کنید...
