پارت صد و ده :

صدای شکستن چیزی آمد... یا شاید ترکیدن. نمی‌دانم. صدای زوزه‌ی در بود یا تیر؟ چشم‌هایم به ثانیه‌ای باز شدند، اما تاریکی هنوز هم مثل ملافه‌ای روی صورت خانه افتاده بود. یک چیز این سکوت را بلعیده بود. حس کردم هوا دیگر همان هوا نیست. سنگین‌تر شده. زال کنارم بود، صدای نفسش به گوش می‌رسید. بعد، ناگهان به سمت آنها دوید. کتایون در اسارت یکی از آنان بود. من هنوز در شوک بودم که صداها در سرم پیچیدند،

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    0

    واقعا کتاب قشنگی بود از قلم زیباتون ممنونم

    ۲ ماه پیش
  • Ftmzhra

    0

    رمان خیلی قشنگی بود شخصیت مورد علاقم زال بود.ازهمون اوایل رمان همش میگفتم برفین باید بازال باشه نه الک و نمیدونی چه ذوقی کردم ک باهمن😅😍

    ۵ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    خوشحالم که خوشت اومده عزیزم امیدوارم از جلد دومش هم خوشت بیاد❤️

    ۵ ماه پیش
  • Aylar

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    عشقم آروم باش مطمئنم از شخصیت‌های جدید خوشت میاد. هر اتفاقی توی جلد دوم با برنامه‌ست و هیچ چیز بدون دلیل نیست این و مطمئن باش.

    ۶ ماه پیش
  • Aylar

    0

    باشه عزیزم مرسیی ❤️🌹

    ۶ ماه پیش
  • Aylar

    0

    واییی پایان عالی بود دستت درد نکنه خیلی رمان زیبایی بود الحمدالله پایانش غم انگیز نبود واقعا شاهکار ساختی همه اطلاعات و مواردی که تو رمان هم نوشتی از سر خیالت نیاوردی بلکه ازحقیقت جهان امروزی نوشتی و آن را مطرح کردی چیزهایی که در سایه انجام می شود و ما هیچ اطلاعی از آنها نداریم واقعا عالی بود...

    ۶ ماه پیش
  • Aylar

    0

    واقعا عالی بود قلمتت بهترینه عزیزم انشاءالله در زندگیت موفق بشی و رمانت چاپ بشه و بهترین ها رو بگذرونی😍❤️🌹

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    ممنون قشنگم. همچنین آرزوی بهترین‌ها برای تو... خوشحالم که مخاطبی مثل تو دارم گلم. با نظراتت حمایتم کردی🙂❤️

    ۶ ماه پیش
  • Aylar

    0

    عاشقتم ❤️❤️❤️

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    خیلی ممنون عزیز دلم. نقدت دلنشین و قشنگ بود. باعث افتخارمه که خوشت اومده❤️

    ۶ ماه پیش
  • آیلین

    0

    خسته نباشی ولی خب کتایون پونزده سالش بود بعد سه سال میشه ۱۸ سال اوکی پزشکی قبول شده ولی ترم اول که اتاق عمل نداریم هنوز درسای عمومی میخونن اسم قاتل با من هم اسم زندگی عالیع

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    از زندگی کتایون و اینکه چطور رفت توی اتاق عمل توی جلد بعد توضیح داده شده عزیزم.

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    امیدوارم خوشت اومده باشه

    ۶ ماه پیش
  • الی

    2

    عزیزم توی سه سال یه دختر ۱۵ ساله چطور دکتر شد اونم در شرایطی که حتی وقت درس خوندن معمولی هم نداشته چون هم اسر زنهریز بوده و بعد اون حای توی عرض ۳ سال در فرار بودن نویسنده خوبی هستی ولی رو جزئیات دقت نمیکنی و بعضی جاها که لازم نیست خیلی مانور میدی ولی در کل داستان رمانتو دوس داشتم و قلمت لوس نبود

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    ببین راستش این نکته‌ای یود که زیاد بهش توجه نکردم. خواهر زال و داستانی که بهش موبوط میشه و اینکه چطور پزشک شده، همش توی جلد دوم بهش پرداخته شده. ممنون بابت نظر و نقد سازنده‌ت عزیزم. نکاتی که بهشون توجه کردی نشون میده به رمان دقت داشتی. واقعا ازت سپاسگذارم

    ۶ ماه پیش
  • رها

    0

    من رمان الان تموم کردم و خیلی دوستش داشتم رفتم سراغ فصل دوم که امکان مطالعه وجود نداشت چراااااا 😭😭😭 و اینکه فصل دوم برفین شخصیت اصلی نیست ؟ شخصیت های جدیدی وجود دارن ؟ میشه شخصیت اصلی همون برفین باشه شخصیت جدید نمیخام 😂

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    سپاسگذارم از اینکه من و لایق نظر قشنگت دونستی عزیزم. جلد دوم بنا به دلایلی ادامه پیدا نکرد اما نگران نباش عزیزم. ادامه‌ش و در صورت امکان تو اولین فرصت قرار میدم. تو جلد دوم اتفاقات خفن و شخصیت‌های خفن‌تری تو راهه عزیزم. نگران نباش

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    این پرنقص ترین و بچگونه ترین رمانی بود ک تا حالا خوندم

    ۹ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    اگر امکانش هست نقدتون و از رمان محترمانه و با دلیل و استدلال بیان کنید. سپاس.

    ۶ ماه پیش
  • sky

    0

    خیلی هیجان انگیز بود برام، اصلا از هیجانش کم نمیشد و اینکه دوست داشتم ادامه داشته باشه هنوز...خسته نباشی عزیزم، رفتم برای جلد دوم🤍

    ۱ سال پیش
  • سهیل۲۹

    1

    دمتون گرم خیلی عالی بود و خفنتر از نسخه ی قبلی..خوشحالم که بازم برفین و زال تا انتهای رمان با هم بودن..موفق باشید بیصبرانه منتظر جلد دوم هستیم 😍😍🥰🥰

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    ممنون. نظرت خیلی برام با ارزش هست. جلد دوم تو صف رمان‌های جدید هست و به زودی منتشر میشه.

    ۱ سال پیش
  • ایه

    1

    با کمی تعامل یکی از پرهیجان ترین و باحال ترین رمان هایه ساله

    ۲ سال پیش
  • تمنا

    1

    عاشقشم،بی صبرانه منتظرجلد دومم، ممنون از نویسنده

    ۲ سال پیش
  • فریبا

    1

    عالی بود

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    1

    خیلی خیلی خیلی خوب بود بی صبرانه منتظر فصل دوم😍😍👏🏻

    ۲ سال پیش
  • نهال

    1

    عالی عالی عالی.🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩😘

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️