پارت چهل و نهم :

تینا کفش‌هایش را با نوک انگشتانش گرفت و پاورچین پاورچین از پله‌ها پایین آمد و به طرف در قدم برداشت. کف پاهای جوراب پوشیده‌اش را خیلی آرام بر روی سطح سرامیک‌های خانه می‌گذاشت و تمام تلاشش را می‌کرد تا هیچ صدایی ایجاد نکند!
- کجا می‌ری با این عجله؟!
ناگهان مثل یک خط صاف سیخ ایستاد و چرخی خورد. پدرش کمی آن طرف تر روی مبلی نشسته بود و خدا می‌دانست چرا متوجه‌ی او نشده بود که حالا دز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Roghayyeh

    0

    به اذن خدا هدایتی هم بدبخت میشه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😅

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    0

    تینا عجب بلا است....ولی حقیقتا دلم سوخت براش🥺

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی نادونه💔

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    اگه تینا سر خودشو به باد نداد ببین کی گفتم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    هههععععیییی روزگار💔

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    چرا انقدر این دوتا بچه بی منطق فکر میکنند هرچند هر کاری هم بکنن ضرر شون میشه😑😔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چون واقعا بچه هستن🥲تنها بودن و به درستی تربیت نشدن💔

    ۲ سال پیش
  • moon

    0

    عجبببببب برین من هم از پشت هواتونو دارم تازه چراغ قوه هم بهتون میدم تو ماشین هم منتظرتون میمونم ، چون دل رحمم ، پولا شصت من چهل شما 😔😔😔💔🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یه حق سکوت هم بدید به من🤣

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    از دست این تینا😕

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم متاسفم براش😕

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم متاسفم براش😕

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم متاسفم براش😕

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    اینم که رد داده و خوره پول !!!تو بگو آدم بکش نه نمیگه بجون میعاد 😶

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای میعاد خودمو هم عصبی کرده

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    1

    تینا اخ اخ🫢🫢

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💔

    ۲ سال پیش
  • Z,،

    1

    عالی خسته نباشی آزاده جونم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربون شما🤩

    ۲ سال پیش
  • مهتاب

    1

    عالی بود

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم🤩💚

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🩵💙💜❤️🤍🩶💚🧡🤎💛

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️