پارت پنجاه :

فرودگاه شلوغ بود؛ اما با حجمی که از دلتنگی برای حسام داشت، خیلی زود توانست او را پیدا کند و به همراه بانو به سمتشان قدم برداشتند.
- حسام...
حسام و نگار به سمت صدا برگشتند و سهند برای اولین بار توانست آن‌ها را به عنوان زن و شوهر در کنار یکدیگر ببیند. هر دو مرد خندیدند و یکدیگر را برای چند لحظه‌ی نسبتا طولانی در آغوش فشردند.
- دلم برات یه ذره شده بود پسر!
صدای حسام را توی گوشش شن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه ❤️

    0

    واقعاً خیلی عالی وزنده همه چیز رو به تصویر میکشی قلمت مانا💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    امیدوارم تا انتها ازش لذت ببری💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    یعنی انتقام بگیره؟؟؟بیخیال سهند

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    کاش بیخیال می‌شد😕

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    بانو و محمت به هم احساسی دارند 🤔 چرا سهند به بانو اعتماد ندار راستی ویولت چی شد فهمید سهند پیش عالیه خانم 🤔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سهند به بانو اعتماد نداره؟ اینو متوجه نشدم

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    یعنی رو بانو حساب باز نکنیم؟!😒

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نمیدونم هر جور صلاحه😁

    ۲ سال پیش
  • moon

    0

    یعنی بانو پَرررر؟؟؟

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بانو که پر نداره خودش خبر نداره

    ۲ سال پیش
  • Fafa

    0

    سلام آزاده جون خوش قلمم... واقعا از ته دل میگم عاشق قلمت هستم وقتی دارم میخونم انگار دارم فیلم میبینم انقد که واسم قابل تصوره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام جانم🤩🤩خیییییلی خوشحالم بابتش اونقدر که از شوق ساعت ها بِگریَم😭

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    چه حس خوبی از بانو میگیرم خدا کنه همینجوری بمونه بله سهند بمون و بخاک بمال پوزه این همایونفرها رو 😠😠😠

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سورن ناراحت نشه؟🥲

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    پس بانو خاطر خواه داره😄

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    احتمالا😆

    ۲ سال پیش
  • نهال

    0

    چیقد خوبه تو شهر غریب یکی باشه که زبونت بفهمه..افرین بانو از مهمون نوازیت😊

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا خیلی خوبه🤩

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    💛🤎🧡💚🩶🤍❤️💜💙🩵

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️