لرد تاریکی به قلم حدیث افشارمهر
پارت ششم :
-هی دخترجون.
سرم را برگرداندم و به چهره ی مسن راننده نگاه کردم و گفتم:
-بله؟
انگشتش را به صورت دایره وار توی هوا تکان داد و گفت:
-اگه بقیه اذیتت می کنن اصلا ناراحت نباش، این زمین گرده و هرچیزی توی این دنیا ممکنه!
...در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

نگار
0یه کاسه ای زیر نیم کاسه ی این دبیره هست انگار نمی دونم ولی پارت باحالی بود واقعا اگه همه مثل اون راننده بودن چی میشد فقط دنیا جای خیلییی بهتری میشد💙💙💙💙