شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت صد و چهارده :
دستم را بالا آوردم یکهو سیلی محکمی نثار صورت کثیفش کردم نفس زنان از کوره در رفتم و با صدایی که کنترلش را از دست دادم گفتم:
-تو یه خائنی بودی که به خاطر ارث یه بچه رو، خواهرت رو فروختی به یه لجن، یه فاسدی که حقش بود با زجر بمیره.
یکهو دستش را دور گردنم انداخت و محکم به سمت داخل هولم داد در با شدت به دیوار خورد و صدای مهیبی داد.
همون طور که با قدم های سریع و بلند و قیافه ای که از عصبا
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادمازل
1والا این وحشی گری ها بیشتر به فرید میخورد تا سام... از اونجایی که فرید بیشتر زجر کشید ،سام همون اول از دور خارج شد. البته سام اهل فکر و نقشه و فرید بی مخ و اهل درگیریه... دقیقا احساسات همه چیز و خراب میکنه اینجا آرن حضور داره درحالی که باید هانتر باشه تا مدیریت کنه 🙁
۶ ماه پیشهانیه
0وای به شدت فوق العاده و هیجان انگیز دستمریزاد نویسنده عزیز
۱۱ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😍❤️❤️
۱۱ ماه پیشسودابه
0خاک تو سرت کنن سام
۲ سال پیشSarina
0این رمان در کنار شخصیتای جذاب و نفسگیر و داستان ها و ماجراهای بشدت خفن و غیرقابل پیشبینیش و همینطور عاشقانه های جذاب و نفسگیرش بسیار آموزنده بود. حدیث دستت طلا همینطوری ادامه بده دختر منتظر خلق های جذاب بعدیت هستیم💞
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
ساینای عزیزم🥺🫶🏻❤️ماچ
۲ سال پیشآرمین
0بسیار رمان پرکشش، جذاب و جدیدیه. شخصیت پردازی عالی. . حوادث خیلی جذاب هستن. خسته نباشید به این نویسنده خلاق
۲ سال پیشالا ❤️
1عالی بود ذوقیدممممم🥲🫢❤️
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
ای جان
۲ سال پیشفافا
0وای عالی بود
۲ سال پیشرها
0عالی بود خسته نباشی
۲ سال پیشساناز
0🧡🤎💚🩶🤍❤️💜💙🩵
۲ سال پیشAa
0ممنون عالی بود خسته نباشید👏🙏🌹
۲ سال پیشدنیز
6حدیث جان لطفاً عکس شخصیت های اصلی رو هم بزار
۲ سال پیشستایش
2بعد مدت ها دارم با یه رمان زندگی میکنم لطفااااا پارت ها رو طولانی تر کن 😭❤
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
قربونت🥹♥️
۲ سال پیشمبینا
1سلام به نویسنده ، رمان وی ای پی هم داره که بخریم یا نه؟
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
سلام گلم بله
۲ سال پیشمبینا
2واییییییی پارت میخوام من
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Rosa
1ماهیا سوخت😂😂