جاذبه به قلم راضیه نعمتی
پارت صد و ده :
فصل 33
دو هفته در بیمارستان بستری بودم و در این مدت روزی نبود که اقوامم برای عیادت نیایند. اتاقم گلباران شده بود آنقدر که برایم گل آورده بودند. خوشحال بودم آنقدر در فامیل محبوبیت داشتم که تنهایم نمیگذاشتند. مادرم در این دو هفته همراهم بود و تمام تلاشش را برای بهبود حال من میکرد.
در میان ملاقاتکنندهها تنها کسی که از همه بیشتر تمایل به دیدنش داشتم علی بود. از همه زود
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

راضیه نعمتی | نویسنده رمان
خواهش می کنم. خوشحالم رمان رو پسندیدید و ممنونم از نظرات خوب و پرمهرتون 🙏❤️
۱۲ ماه پیششادان
1اینقد استرس زندگی این دل ارا رو داشتم ..خداروشکر ختم به خیر شد ..حالا میتونم با خیال راحت برم بخوابم ..کاش بیشتر از زندگی میلاد و امیرحسین هم داشت که چجوری خواهر مریم و مادر فرانک راضی شدن دست از زندگی این جوونا بردارن
۱۲ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم از دقت نظر و توجه تون به تمام زوایای داستان. زندگی شخصیت های دیگه در پایان رمان به اختصار بیان شد.
۱۲ ماه پیشفریبا
0سلام و خسته نباشید خدمت خانم نعمتی عزیز ممنونم بابت رمان خوبتون واقعا عالی بود انشاالله که همیشه سالم شاداب و موفق باشید
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیزم. زنده باشید. ممنونم از نظرات گرم و انرژی بخشتون در طول پارت ها. سلامت و سربلند باشید 🩷🌹
۱ سال پیشمهسا
0سلام ، خیلیییییییییییی ممنونم عالیییییی بود رمان تون ممنونم ♥️ انشالله همیشه موفق باشید
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیزم. ممنونم از نظر گرم و مهربونت ❤️ سلامت باشید 🌹
۱ سال پیشاهو k
0سلام و خسته نباشید خدمت شما نویسنده عزیز 🌺🌹🌺🌹ممنون از رمان خوب و زیبات🌺🌺🌺واقعا رمان عالی بود انشاالله که همیشه موفق وپایدار باشید🌺🌺🌺
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیزم . ممنونم از لطفتون ❤️ خوشحالم رمان رو دوست داشتید. شاد و سلامت باشید 🩷🌹
۱ سال پیشموسوی
0عالی بود قلمتون ماناوپایدار نویسنده عزیز
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم. سلامت و برقرار باشید 🙏❤️
۱ سال پیشم
1خیلی خوب بود ،قلمت خوب بود خیلی ممنونیم که این رمان زیبا رو رایگان کردید 🙏❤️🤍💛💚💙👏👏👏
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
زنده باشید. ممنونم از همراهی همیشگی و نظرات خوبتون در طول پارت ها 🩵💜🌹🌹
۱ سال پیشم
1بالاخره علی فهمید این دل آرا تو عملیات های خطرناکم پیش خودش باشه جاش امن تره تا تو خونه تنها باشه یه کاری دست خودش بده 🤩
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
👌😍
۱ سال پیشراز
1خسته نباشی عزیزم خیلی عالی بود
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلامت باشی عزیزم. ممنونم از همراهیت مهربون 🩷
۱ سال پیشگلی
1خیلی خوب بود دست شما درد نکنه امید وارم همیشه موفق باشید 😘😘
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم. منم برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت دارم 😘❤️
۱ سال پیشZoha
1عالیییی بود راضیه جان قلمت پایدار عزیزم🥰🥰
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم ضحی مهربونم 😍❤️
۱ سال پیش...
1ممنون از نویسنده عزیز
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
زنده باشید عزیزم 🙏🩷
۱ سال پیشآمنه
1واقعا عالی ممنون نویسنده جون خدا جزای هر آدمی رو میده
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم از همراهیت عزیزم. بله، هر کس گرفتار مکافات عمل خودش می شه.
۱ سال پیشارزو
1رمان جالب وخواندنی بود ممنون از نویسنده عزیز
۱ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنون از شما خواننده ی خوبم که تا پایان رمان همراهم بودین 🙏❤️
۱ سال پیشماهرخ
1خدا قوت نویسنده جان هر چی علی آقا بود دل آرا رو مخ بود
۲ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
🙏❤️🩷
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0دستتون دردنکنه...رمان جذابی بود...من که دوستش داشتم ...😍❣️