پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت صد و شصت و دوم :
اخم کردم.
- فیض بردی چیه فاطمه واقعا دست خودم نبود، من هیچ وقت به کوروش و بغلش جز حس برادرانه و حمایتگرانه جور دیگه نه نگاه کردم و نه حسش کردم.
- باشه، قبول بعدش چی شد؟ کی ول کردی اون بیچاره رو.
با لحنی شرمگین پاسخ دادم:
- من ول نکردم، تو بغلش از حال رفتم؟
با صدای متعجب و بلند پرسید:
- از حال رفتی؟! چرا خب.
با خنده ادامه داد:
- انرژیش زیاد بود؟
بی توجه به حرف آخرش
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...