دومینو به قلم آزاده دریکوندی
پارت چهل و چهارم :
سهند به نشانهی فهمیدن در سکوت فقط سر تکان داد و نگاهش را پایین آورد.
- شما...
کلمهاش را کشید و کمی مکث کرد. آب دهانش را بلعید و به چشمان عالیه نگاه نکرد.
- شما پول دیه رو جور کردید! بابتش بهتون مدیونم!
- این کارو نکردم که بهم مدیون باشی. تو از خون منی! مگه میتونستم بی اهمیت باشم؟ تمام این سالها سراغ تو رو از رحیم میگرفتم و همیشه منو در جریان همه چی میذاشت؛ ولی اینکه هرگز
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
تیارام
0وای خیلی سهند گناه داره چشمام اشکی شد براش 🫠
۶ ماه پیشasall
2مطمئنا ستایش قلبش از این حرفا تیکه تیکه تر از سهنده
۱۲ ماه پیشعلیزاده
1رمان قشنگیه ولی خوندنش خیلی سخته پارتها درست بارگذاری نشدن ادم خسته میشه
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم از لطفت و متاسفم بابت اینکه سخته🥺شاید اینترنتتون ضعیف باشه؟ اگه از ضعیف نبودن نت مطمئنی توی بخش آفلاین دانلودش کن آفلاین بخونش امیدوارم حل بشه
۱ سال پیشRoghayyeh
0ستایش تیر خلاص رو هم زد تا سهند برنگرده😪
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همینطوره💔
۱ سال پیشکاکتوس
0بگردم چقد گناه داشت.. ولی امیدوارم این حرفا رو باور کنه و دیگه دور ستایش نره💔
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
شنیدن زخم زبون از آدمی که انتظارشو نداری نابود کنندهاس🥺
۱ سال پیشف
0عالی
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
امیدوارم تا انتها دوسش داشته باشی🌻🤩💚
۱ سال پیشهدی
0ستایش مطمئنا برای حفظ جونش این حرفا رو زده
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
در اصل حفظ جون سهند🥲
۱ سال پیشهدی
1اره منظورم از حفظ جونش یعنی حفظ جون سهند
۱ سال پیشمهشید
0وای ستایش زد آرکاداشمون رو نابود کرد😮😮😮
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
متاسفانه....💔
۲ سال پیشZahra
0💔💔💔💔💔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💔🥲
۲ سال پیشم
0ستایش اینجوری گفت که بره پی زندگیش ولی فکرکنم زیاده روی کرد،خیلی بی رحمانه باخاک یکسانش کرد که سهندو
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
زیاده روی که کرد ولی خب مجبور بود دست روی نقاط ضعفش بذاره که تضمینی از اومدن پشیمونش کنه😭
۲ سال پیشسهیل
0دقیقا همینطوره😟😟😟😟
۲ سال پیشسهیل
0آخه سهند 💔💔💔😟😟
۲ سال پیشساناز
0🩵💙💜❤️🤍🩶💚🤎🧡💛
۲ سال پیشNarges.g
1تابلوهه ک واسه امنیت سهنداینکاروکرده اما حرومی آخرش زیاده روی بود بیچاره سهند که چه حرفایی از عشقش شنید.. چقدر سخته!
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره نابود شد🥲هر کی میگفت براش مهم نبود ولی ستایش...💔
۲ سال پیشفاطمه
0امیدوارم ستایش روزی از این حرفی که به سهند زد پشیمون نشه چون حسابی سهند که فقط به تورو تو زندگیش میدونست خنجر بدی که فراموش نشدنی برای سهند میشه حتی اگه این حرف های برای نجات سهند باش 😔😑
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
متاسفانه این دو تا جمله نقاط ضعف سهند بودن😭
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
کیمیا
0واااییی این دیگه خیلی زیاد بود 🥲