پارت بیست و سوم :


-محل کارت کجاست؟
نگاهش را از بالشت به طرفِ هاویار سوق داد چرا استنطاقش تمام نمی‌شد حس متهم‌ها را که بازجویی می‌شدند داشت.
آن‌همه کنجکاوی و کنکاش را دوست نداشت اصلا برای چه باید جوابش را می‌داد. بزاقش را بلعید و صدایش را صاف کرد:
-پسرخاله من بابت دیروز و مزاحمتی که برای شما درست شد عذر می‌خوام... الانم می‌رم... خون...
هاویار میان حرفش پرید:
-یعنی چی؟
شالش را کمی Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م.ر

    0

    این هاویار سمجی هستش

    ۲ سال پیش
  • شهره احیایی | نویسنده رمان

    😍🤩

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️