اینکا به قلم شهره احیایی
پارت بیست و سوم :
-محل کارت کجاست؟
نگاهش را از بالشت به طرفِ هاویار سوق داد چرا استنطاقش تمام نمیشد حس متهمها را که بازجویی میشدند داشت.
آنهمه کنجکاوی و کنکاش را دوست نداشت اصلا برای چه باید جوابش را میداد. بزاقش را بلعید و صدایش را صاف کرد:
-پسرخاله من بابت دیروز و مزاحمتی که برای شما درست شد عذر میخوام... الانم میرم... خون...
هاویار میان حرفش پرید:
-یعنی چی؟
شالش را کمی

لطفا صبر کنید...

م.ر
0این هاویار سمجی هستش