پارت بیست و سوم :


-محل کارت کجاست؟
نگاهش را از بالشت به طرفِ هاویار سوق داد چرا استنطاقش تمام نمی‌شد حس متهم‌ها را که بازجویی می‌شدند داشت.
آن‌همه کنجکاوی و کنکاش را دوست نداشت اصلا برای چه باید جوابش را می‌داد. بزاقش را بلعید و صدایش را صاف کرد:
-پسرخاله من بابت دیروز و مزاحمتی که برای شما درست شد عذر می‌خوام... الانم می‌رم... خون...
هاویار میان حرفش پرید:
-یعنی چی؟
شالش را کمی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م.ر

    0

    این هاویار سمجی هستش

    ۲ سال پیش
  • شهره احیایی | نویسنده رمان

    😍🤩

    ۲ سال پیش
کپی شد!