پارت چهل :

دختر پر حرفی بود! برای سهندی که حالا باید برای طاهره در سکوت و بُهت عزاداری می‌کرد، زیادی وقت می‌گذاشت! انگار که سهند یک دوست قدیمی بود و حالا او را پس از سال‌ها دیده است و می‌خواهد هر چه اتفاق در غیاب او افتاده را برایش تعریف کند.
از علاقه‌اش به اسکندر کباب و اینکه سهند هم باید آن را در بهترین رستورانی که می‌شناسد امتحان کند! از مردی که قبلا با او قرار می‌گذاشت و از کسی که کارخانه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Roghayyeh

    0

    ای جانم به میکاییل

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤩🤩🤩

    ۲ سال پیش
  • مهشید

    0

    آخی گناه دارن واقعا🥲ولی به نظرم خیلی به همدیگه میان عکسا که عالی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی از نظرت🔥

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    0

    بنده خدا سهند....یه سفر رفت و کلی اتفاق افتاد🥲💔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره بنده خدا🥲

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    به شدت ناراحتم که ستایش مجبور به فراموشی سهند هست و امیدوارم میکائیل بتونه شوهر خوبی برای ستایش باش هرچند ازش خوشم نمیا و دردی که سهند با خبر ازدواج ستایش بفهم قابل مقایسه نیست😢😢😢

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم امیدوارم اوکی باشن با هم🥺

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    نمیدونم چی بگم😉

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    ولی میکائیل خیلی خفنه جدی ! حیف نیست وارد کار های خلاف سورن و منوچهر بشه ، این انسان که اینقدر با شخصیت و باشعوره؟ ولی اینکه ستایش میخواد عشقش به سهند رو تموم کنه ، منطقیه، درسته اما دردناکه😭

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    میکائیل توی مهمیزها هم نقش داره🤩 ولی کاراکتر خاصیه نمیشه خیلی درموردش اطلاعات کسب کرد 😎

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🩶🤍🩵💙💜💛🧡🤎❤️💚

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • عبدی

    0

    دلم واسه ستایش می سوزه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥲

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    بیچاره ستایش میخاد در بره از میکائیل😔😔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    هر دوشون از این بابت گناه دارن🥲

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    امیدوارم میکائیل آدم خوبی باشه نقش بازی نکنه،سهندم زودتر بفهمه و برنگرده پیش این قاتلا

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای نمیدونم چرا به «این قاتلا» انقدر خندیدم🤭🤭 همین قاتلا کلی دوست داشتنی‌ان😔

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    😭😭چقدر ناراحت کننده

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اوهوم🥲

    ۲ سال پیش
کپی شد!