گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت سیصد و سی و هفتم :
او که تردید را در چهرهام دیده بود، با لحنی جدی گفت:
-هر فکری که تو ذهنته بریز بیرون؛ گیلدا در واقع تو تو سنِ دوازده سالگی مردی. منتها مراسم تشیع جنازهت هشت سال بعد اتفاق افتاده. همه چیزو هنوز شروع نشده با احساساتت خراب نکن. تو باید از خانوادهت جدا شی وگرنه برای اونا خطر محسوب میشی. کسایی مثلِ حیدری اونقدر کثیف هستن که برای رسیدن به تو بخوان از نزدیکات سواستفاده کنن. الان ریشه
لطفا صبر کنید...
