معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت شانزده :
****
احمد و ماهیر روی تخت نشسته بودند.ثریا چای دم کرده بود وسینی چای را مقابل آن ها گذاشت.ماهیر کف دمپایی هایش را روی موزاییک ها می کشید،لیلا با فاصله او را تماشا میکرد.
_خانوم الان وقت چای خوردنه..دخترمون اونجا به زور مسکن خوابیده..معلوم نیست اون مرتیکه بچه رو بیاره..یا شایدم یه بلایی سرش آورده..
ثریا از کنار احمد عبور کرد و چهار زانو روی تخت نشست.استکانی از چایی پر کرد...
_بیخو
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
1این چه رفتار زشت و زننده ای بود😐😐😐😐😐😐
۵ ماه پیشتارا
0عالی بود
۲ سال پیشم
0عالی
۲ سال پیشنانا
1فکر نمیکردم شهرام دخترشو برگردونه😍
۲ سال پیشHadis
2احساس میکنم برخوردی که ماهیر با لیلا داشت یکم لیلارو از خودش ناامیدو رنجیده کرد و ملک نسا راحت تر میتونه به اهدافش برسه
۲ سال پیششیوا محمدی
1خیلی جالبه پارتهاش هم به نسبت دیگر رمان ها طولانیه ولی دلم برای لیلا خیلی میسوزه خیلی مظلومه درکل دوستش دارم وتا آخر دنبال میکنم واقعا خسته نباشید
۲ سال پیشساناز
0عالی بود 💜💙🩵🤍🩶💚🤎❤️🧡💛
۲ سال پیشZarnaz
1حالا ماهیر خان بیا لیلا رو راضی کن من اگه بودم تو صورتم نگاه نمیکردم درسته لیلا گفت بود ولی تقصیری نداشته که بچه رو نیاورد😡عالی بود مرسی فرگل جونم ❤️💋
۲ سال پیشنشمین
1درسته لیلازود اعتماد کردولی واقعا رفتار ماهین و ماهیر خیلی با لیلا بد بود ب قول خودش اون فقط میخواست خوبی کنه ماهیرک این همه ادعا عاشقی میکرد با اولین اشتباه لیلا خیلی زود رفتارش عوض شد
۲ سال پیشفهیمه
1فکر کنم لیلا از ماهیر جدا میشه
۲ سال پیشاکرم بانو
1خب خداروشکر شهرام بچه رو اورد،چقدرهمراه لیلادلشوره کشیدیم
۲ سال پیشهستی
0آه توراخدا چراانقدر ممنون ححح
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
2حقیقتا فکر نمیکردم بچه رو بیاره😭اگر پاک بشه همین کار لیلا میشه بزرگترین لطف و خواهر و برادر شرمنده اش میشن😒ماهیر هر چه قدر هم عاشق باشه این خشم اش واقعا نقطه ضعفه اینکه همه چیز و تقصیر لیلا دونست و اونجوری حرف زد.لیلا هم کار خوبی کرد بچه و گذاشت و رفت حالا شازده بیوفته پی منت کشی فقط ملک نفهمه🤦🏻