رویای آشفته به قلم سمیه هرمزی
پارت هفتاد و یک :
-حسم میگه.دختره بینهایت دوستش داره اما باهاش نمیمونه.
هماندم آنها از آغوش هم بیرون میآیند.پسر دست به چشمانش میکشد و جعبهای کوچک را از جیبش بیرون میآورد.درش را باز میکند و در چشمان گریان دختر نگاه خندانش را میدوزد.
-اینو باید خیلی وقت پیش دستت مینداختی سُهای قشنگم.اونزمان هم انگشترو نگرفتی و گفتی جواب آزمایشات نشون میده سرطان داری.گفتم من پات وایمیستم مهم نیست گف
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهین
0ممنون بازم منتظر میمونم 😉😉😉
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
ان شالله که اینبار وقفه نیوفته.این هفته برای شروع یه قسمت ارسال شده.
۲ سال پیشفخری
0سلام خسته نباشی نویسنده محترم رمان عالیه فقط چرا رمان نصفه نیمه مونده چرا ادامش نمیدین🙏🏻🙏🏻🙏🏻
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
سلام.متاسفانه چند هفته درگیر کاری هستم که نمی تونم روی نوشتنش تمرکز کنم.اما رمان رو حتما ادامه میدم.عذرخواهی می کنم بابت این تاخیر
۲ سال پیشمهین
0سلام نویسنده عزیز این رمان ادامه داره یا دیگه همین جا تموم شده خیلی از وقتی که پارت گذاشتین میگذره
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
سلام ادامه داره بله اما من به ترجمهی عجله ای دستمه با یه ویرایش رمان.ناچارا فعلا نوشتن این داستان رو کنار گذاشتم.کارم تموم بشه ادامهش میدم حتما.اطلاعیه زدم دیروز.متسفانه چند هفتهست وقتم رو گرفته
۲ سال پیشماهک
1عشق که همیشه رسیدن نیست ،نرسیدن وعاشق موندن عشقه خالصه
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
درسته
۲ سال پیشماهک
0دوسشون دارم حتی اگه جدا بشن بازم عاشقن
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
اره دیگه جدا هم بشن عاشقن
۲ سال پیشنسترن
0بسیار خوب
۲ سال پیشساناز
1💛🧡🤎❤️💚🩶🩶🤍🩵💙💜
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

گندم
0عالی بود منتظر ادامه اشم