پارت هفتاد :

صدای پای آب روی شنهای ساحل از هر موسیقی دل نشین تر است.نسیم ملایمش که موها را نوازش می‌کند دست خداست گویی بر تن خسته‌اش.خیلی خسته‌است ؛از بی‌خبری، دوری،از فراموش شدن.دلتنگ است برای آیه،خیال،معین،مادر،حتی عمه سوره‌اش در شیراز.چشم می‌بندد و باد ساحلی تمام تنش را خنک می‌کند.خودش را بغل می‌گیرد و دریای پهناور غوطه‌ور در تاریکی را نظاره می‌کند.ناگهان کسی کنارش می‌نشیند؛نامش کوروش و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهک

    0

    💝💝💝

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    🙏👏👏👏

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    1

    🤎❤️💚💜💙🧡🩵💛

    ۲ سال پیش
کپی شد!