پارت چهارده :

معین باز هم به همان اندازه تعجب کرده بود؛ حتی بیشتر! چون فکر می‌کرد پس از بوسه‌ی آن روز و پس از آن سکوت سنگین دیگر تماسی از طرف فریال نخواهد دید و حالا تن او را چسبیده به خود می‌دید و دستانِ او حلقه‌ی گردنش بودند. خیلی آرام و خیلی مردد دستانش را به دور کمر او آویخت و چشمانش را بست. فریال با حس دستانِ او اعتماد به نفس گرفته بود و بیشتر از آنچه که می‌خواست در آغوشش ماند.‌.. از آن روز انگار که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شبنم

    0

    چقدر داستان پر از رازه🙏

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • مینو

    0

    این عمه اضافه از کجا دراومد دیگه😂خوبه مامانش اینا باهاشن وگرنه واویلا بود

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عمه واقعا از اون عمه‌ها هم هست🤭

    ۲ سال پیش
  • Ronika

    1

    از همین حالا از عمه خانم بدم اومد 😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    احتمالا قراره از افراد دیگه‌ای هم بدت بیاد😅

    ۲ سال پیش
  • سانیا

    1

    واقعا دم قمرالملوک گرم عجیب هوای فرهاد و داره ها😂😍😍😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    از همه بیشتر دوسش داره🙈

    ۲ سال پیش
  • مینو

    1

    امثال این عمه خانوم خیلی زیاده.زن هایی که میخوان به زور دخترشون رو بدن به یکی مثل معین که بی نهایت آقاست و بر عکسش هم وجود داره مثل ریحانه که میخواست به زور فریال رو عروس خودش کنه.با چشمهای خودم دیدم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چه عاشق‌هایی که بهم نرسیدن به خاطر همین چیزا....

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    یعنی من عاشق عطام😂🤓. سارا خانوم هم که حجابش نصفه و نیمه ست، به نظر خانواده ی خیلی سختگیری نمیان. من از جانب خانواده ی مظفری بیشتر نگرانم تا خانواده ی معین🤓🙃🙃

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره اصلا آدم‌های سخت گیری نیستن😍منتها فریال و خانواده‌اش دیگه زیادی در مقابل این خانواده آزاد هستن

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    0

    عطا واقعا حق داره محل فرهاد نمیده😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره فقط عطا می‌شناسش😏به فرهاد یه ذره رو بدی دیگه ول نمی‌کنه

    ۲ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    عه عه عه تو دژاوو این دیالوگای عطا و فرهاد نبودن که... یعنی عاشق ترکیب این دو بشر ام !

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره نبودن و به جاش بعد از شام یه دیالوگ‌های دیگه‌ای داشتن... نمی‌خواستم صحنه تکراری بنویسم🤭

    ۲ سال پیش
  • (فن عطا) رویا

    0

    آره یادمه فرهاد نشسته بود رو دسته ی مبل عطا ام داشت میگف این همه برای هتل زحمت کشیدیم اخرش ی مفت خور نیاد بالا بکشه 😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره دقیقا😍😍

    ۲ سال پیش
  • Sara

    0

    معین شخصیت بینظیری داره واقعا.یه مرد آروم و با وقار.شبیهش رو توی هیچ رمانی نخوندم تا حالا.فرهاد یه جور معرکه بود و معین یه جور دیگه.این دوتا هیچ شباهتی باهم ندارن ولی هر دو دوست داشتنی هستن.

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی از نظرت😍💚همین‌طوره🤗هر آدمی ویژگی‌های مختص خودش رو داره. خوشحالم که تفاوت‌های فرهاد و معین به چشمتون اومده😍

    ۲ سال پیش
  • Sara

    0

    فوق العاده است😍دژاوو که معرکه بود.واقعا دلم میخواد بازم بخونمش هر بار که میرم به پارتهای رایگانش سر میزنم و میخونم روحم جلا داده میشه واقعا.مونالیزا هم تا این جا محشررررر

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چقدر خوشبختم که دژاوو هنوز فراموش نشده و این همه محبوبه🥺

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    داره جالب میشه خیلی عالیه ♥️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی😍💚

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    0

    عالی💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی😍💚

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    رضا م یجورایی مثل مرتضی شخصیت باحالی داره 😂😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    رضا بچه‌ی آخره و مدلش با بقیه اعضای خانواده‌اش فرق می‌کنه ولی هیشکی مرتضی نمی‌شه😂😂

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    شخصیت مرتضی باعث میشه رمان جذابتردیده بشه چون طنزه خیلی خوب میشه😍فریال برخلاف جنب وجوشش نمیتونه رابطش بامعین وقضیه خاستگاری وراحت به خانوادش بگه امکانش هست خیلی سخت نگیرن بهش

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرتضی هم‌چنان همون مرتضی توی دژاوو هستش... کلا به نظرم تمام کاراکترهای دژاوو تایپ شخصیتی خودشون رو حفظ کردن به جز گلشن که خیلی عوض شده. اونم از نظر احساسی وگرنه که رفتاری هنوز همونه

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    1هرجور صلاح عزیزم۲باشخصیت والبته همچنان طنز۳بنظرم ک همه چی خوبه 😍۴باوجود اختلاف سن اعتقادشون تیپ وشخصیت خیلی بهم میان یه حس خوب به آدم میدن۵متشخص بودن معین وشروشیطونی فریال جذب همدیگه شدن۶کپ میکنن😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دقیقا به خاطر همین😍😍😍یعنی معین از بس آقاست که جای سوالی نمی‌مونه بگم چرا فریال عاشقش شده. معمولا هر سوالی می‌پرسم جوابش یا توی پارت بعدیه یا پارت‌های آینده... می‌خوام قبلش نظر شما رو بدونم😍

    ۲ سال پیش
کپی شد!