جاذبه به قلم راضیه نعمتی
پارت دوازده :
علی با دست مانع شد و گفت:
ـ اشکالی نداره. بذارید راحت باشه.
میلاد با خنده گفت:
ـ ببخشید علی آقا. نه اینکه من از بچگی دوست داشتم پلیس شم و خانواده نذاشتن هنوز آرزو به دل موندم!
صدای خنده برخاست. امیرحسین سری تکان داد و گفت:
ـ به نظر من دیگه از تو گذشت میلاد!
میلاد امیدوارانه جواب داد:
ـ برای جبران گذشته هیچوقت دیر نیست.
دوباره خنده!...
عمه با اخمی ظریف پرسید:
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

راضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم. خوشحالم رمان مورد پسندتون واقع شده 🙏❤️
۱۰ ماه پیشرمان عالیه ایی است و
0رمان بسیار خوبی است
۱۱ ماه پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
🙏🌹
۱۱ ماه پیشرزا
0❤️❤️❤️❤️
۲ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
♥️🧡💜
۲ سال پیشالهام
0رمان خیلی خوبیه
۲ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
🧡
۲ سال پیشارامش
1تروخدا پارت هارو قفل نکن من با ارامش بخونم مثل اسمم
۲ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
رمان جاذبه تا پارت ۳۲ رایگان شده. نگران نباش. یه کم صبر کن تا پارت ها برات باز شه ♥️
۲ سال پیشراحله
0باحاله
۲ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
😍
۲ سال پیشرویا
0خوب
۲ سال پیشرها
0عالی
۲ سال پیشمریم
0رمان جالب وقشنگیه
۲ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
❤🧡
۲ سال پیش???
0😐😐😐
۲ سال پیشآمنه
0سلام ممنون ای بابا تعمتی ها گرچه نمیدونم نسبتی دارید یانه اما رماناتون عالی رمان می خوانم ولی هرجا اسمی از نعمتی ها بیاد در اولویت میزارم درواقع اولویت شما عالیه عالی بود
۲ سال پیش
راضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیزم ♥️ ممنونم از محبتت. همیشه به من و خواهرم لطف داری. امیدوارم رمان هامون رو با علاقه دنبال کنی و خواننده ی خوب ما بمونی 😍🙏
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سهیلا
0خیلی خوب داره پیش می ره امیدوارم تا آخرهمینطور جذاب باشه ممنون از این قلم قوی نویسنده محترم