به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت پنجاه و دوم :
فصل هفتم
یادگارِ مستور
آفتاب زمانی بالا آمد که خستگی هنوز در جان و تن همگروهیها موج میزد. تصمیم حرکت به سمت قبیلهی یاک، سختتر از آن بود که پیشبینی کرده بودند؛ زیرا مطلع نبودند از چیزی که انتظارشان را میکشد. آنها به سیریوس اعتماد داشتند اما از طرفی نمیدانستند که طبق گفته هایش مردم قبیلهی یاک چگونه ممکن است از آنها پذیرایی کنند.
تامپر نیمه شب بههوش آمده بود
لطفا صبر کنید...
