به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت پنجاه :
***
تامپر از شدت خستگی و گرسنگی به ستوه آمده بود. تا جایی که ذهن یاری میکرد، چیزهای خوردنیای درون انبار وجود داشت و میتوانست برای سیر کردن خودش از آنها استفاده کند. تا کِی باید اینجا میماند؟ نمیدانست اما دیگر کلافه شده بود. ذهنیتی که داشت متشکل از چیزهای بیهوده بود. با این حال قوطی رنگی که در نزدیکی انبار روی زمین ریخته بود، میتوانست نشانهی خوبی باشد. هر کس که از آنجا میگ
لطفا صبر کنید...
