پارت صد و سی و هفتم :

تکیه‌اش به درد‌هایش بود. گمان می‌کرد که هیچگاه از دست آن‌ها رهایی ندارد، کاملا در اشتباه بود. من می‌دانستم که چگونه آن‌ها را از او بگیرم و بجای‌شان قوت قلب و امید به آینده و اعتماد به نفس را جایگزین کنم. مگر تکیه‌گاهی هم مطمئن‌ و محکم‌تر از این‌ها هم داشتیم؟
کف دستانم را بهم مالیدم تا از گرد آجیلی که خورده بودم تمیز شوند. کمی به بغل مایل شدم و نگاهم را به اویی که غمگین مرا می‌نگ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!