پارت صد و سی و ششم :

لبخند ساختگی بر لب نشاند. چشمانش نشان از این می‌داد که آماده‌ی به خاک و خون کشیدن است ولی لب‌هایش چیزی جز این را نشان می‌داد. یک تناقض مشخصی که خیلی عیان و واضح بود.
- نه، چی می‌خواد بشه، داریم فیلم می‌بینیم دیگه.
دوباره نگاهش را به تلویزیون دوخت. اما نگاه من همچنان به او بود.
من همانی بودم که، ماه‌ها بی‌قرارش بودم و اکنون که به او رسیده بودم و می‌دانستم درد بی‌قراری چیست،

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!