پارت هشتم :

«اگه همه چی خوب پیش رفت بترس،این یه قانونه»

****

_کاش یه گُلی چیزی می گرفتیم؟

ماهیر دستش را از پنجره‌ی ماشین بیرون انداخت.پدرش روی صندلی شاگرد نشسته بود و مادر و خواهرش ماهین صندلی عقب!

_گفتم این بچه رو یه امشب بسپر به شهر ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!