معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت هفتم :
پارت_8
****
ملک نسا دست لیلا را گرفت و پشت سر خودش کشید.
_مامان بازم اومدیم...
حرفش با باز شدن درب نصفه نیمه رها شد.زنی که موهای سفیدش را از دو طرف بافته وروی سینه اش انداخته بود با ابروهای باریک سفید ومژه های سفید ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مادمازل
1این رمان پایان اش شاد و خوشه؟ این مادر باعث شد تپش قلب بگیرم 😐 😤 بدجوری داره حرص ام میده با اون شروعی که داشت فکر کنم نخونم بهتره 😑 😐