پارت دوازده :

به طرفش چرخیدم و بهش خیره شدم.
- مرسی سلامت باشید
- با موی خیس نگرد سرما میخوری تو اتاق سشوار هست موهات رو خشک کن بعدم آماده شو شب مهمون داریم
- باشه فقط بد نیست که منم تو مهمونی خانوادگیتون حضور داشته باشم؟
- نه هوداد تنها میاد کسی دیگه ای نیست که بخواد بد باشه فقط شال سرت کن که اوقات حاجی تلخ نشه
- چشم.
لبخندی زد و به طرف آشپزخونه رفت که به اتاق رفتم.
سشوار رو از روی میز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    کامل نخوندم نظری ندارم

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    انشاءالله حرف هایی که معز به لیا میزنه ،واقعا از ته دل بوده باشه ،ممنون نویسنده جان

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️