پارت شصت و نهم :

چشمان مهرداد ناباورانه تمام
چهره­ی پرنیان را کاوید و آن­چه در نگاهش زبانه می­کشید را بر زبان آورد:
- تو کی این‌طوری شدی؟
پرنیان لبخندی سرد زد و گفت:
- من بهت بی­احترامی نکردم، اما سکوت در
مقابل رفتار ناعادلانه­ت کافیه.
- این جسارت رو اون بهت داده؟
پرنیان به دست مهرداد نگاه کرد،
به حلقه­ای که شبیه حلقه­ی خودش نبود. مهرداد همان شب عقد با الناز حلقه­ی جدیدش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    1

    چقدرم عالی....

    ۱۱ ماه پیش
  • Zeyna

    1

    وای عالیییههه چقدر آدمایی مثل مهرداد برام غیر قابل درکن

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    1

    اوه اوه اگه الناز شرکت بکشه بالا و مهرداد بیاد زیر دست پرنیان کار کنه چه شودددد🤩😃

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    به میزان کافی دل‌ها خنک خواهد شد

    ۲ سال پیش
  • ساحل

    1

    به خدا خنک میشیم...به قرآن خنک میشیم

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    چی میشه وای🤗😍

    ۲ سال پیش
  • دریا

    0

    فقط کیان و دیگر هیچ. چه رمانی شدا...به کجا رسید هر پارتش کلی اطلاعات داره. کلا نمیشه حدس زد چی بشه..دادگاه بی نظیر بود. خسته نباشی واقعا. فقط یه کلمه عالی

    ۲ سال پیش
  • مریلا

    0

    والا به نظرم خیلی جالبه که یه نفر اینطوری از خودش دفاع کنه. سیر تکامل یه زن رو قشنگ نشون داده. عالی بودا...عالی

    ۲ سال پیش
  • ساحل

    0

    مهردادم آدم نبود نبود یه دفعه حرکت زد. البته خدایی با اینکه گاوه ولی جذابم هست خوب دوستش نداشت دیگه ولی گند زد. یعنی شوکه نشدم از کارش. حالا خبرش جلو دادگاه. کیان نبینه خدایا دچار تناقض شدم اووف

    ۲ سال پیش
  • سرور

    0

    فقط از این میترسم کیان دیده باشدش بعد چه کنییم؟ واااااااااااااییییی اینم آدم حسابیه. بدبخت نشه پرنیان این فکری کنه خودشو بکشه کنار....وای

    ۲ سال پیش
  • مهتاب

    0

    با خوندن دوباره کاری پیش نمیره. نیاز دارم حافظه م پاک بشه از اول بخونمش وای خیلی قشنگه خیلی😭😭😭😭😭😭 خیلی قلم خوبی دلره توصیفاش قشنگ برای خواننده ها ارزش قایل شده

    ۲ سال پیش
  • لیلی

    0

    بعید می دونم داستانی به این دقت نطر خونده باشم تا حالا یعنی دادگاهش دیوانه کننده بود. ساناز لرکی داری با روان ما چیکار میکنی ولی حالا یه چیزی دقا کردید. استان چقدر پیام داره . قشنگ وقت گذاشته براش

    ۲ سال پیش
  • مریم

    0

    وای بی نظیره این رمان. به جرات قشنگترین رمان عمرمه قشنگ حس داره روح داره انگار واقعا تو خط واقعیته فقط کاش پرنیان و مهرداد برنگردن به هم کیا موافق کیانن؟؟؟؟

    ۲ سال پیش
  • ماهی

    0

    یعنی واقعا عالی بودا...جیگرمون حال اومد. به این میگن یه شخصیت پردازی کاملا منطقی دقیقا با تغییر پرنیان همراه شدیم این پارت خود معجزه بود

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    دقیقا همین ژوره من خودم انقد آروم و مهربون بودم ولی دیدم همه دارن از این رفتارمن سوءاستفاده میکنن واسه همین خودم و تغییر دادم .الان که جواب همه رو میدم البته با احترام بهم میگن چقدر عوض شدی!

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    تا الان نمیدونستم از دیدن زجر یه آدم چقدر میتونم خوشحال بشم😂🥲

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ای وای😁😁

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    ایول پرنیان کم نیار همینطوری ادامه بدههههه

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    😍😍😍

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    خسته نباشید خانم لرکی عزیزدل😍❤️

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ممنون از شما عزیزم

    ۲ سال پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ممنون از شما عزیزم

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️