خیال گلستان به قلم ساناز لرکی
پارت شصت و هشتم :
پرنیان در عقب ماشین را باز کرد و کنار نازی نشست.
مهرداد از آینه نگاهشان کرد و برای روشن کردن ماشین اندکی تعلل کرد. گویی زمانی
طول کشید تا به خاطر بیاورد، لزومی ندارد از پرنیان بخواهد جلو بنشیند.
عطر تلخش کل ماشین را دربرگرفته بود و مثل همیشه آرام به نظر می-رسید. پرنیان در پی یک نیاز قلبی کمی نازی را به خود نزدیک کرد. خطر از بیخ گوششان گذشته بود و اصلا دلش نمیخواست حس
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
Setayesh
2وای نکنه مهرداد الکی اینا رو رسوند آدرسو بفهمونه یه بلایی سر خونه بیاره😭چه جواب قشنگی به به🥰
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
این مرحله برای منم قفله😁😁😁قدرت تحلیل قوی...
۲ سال پیشSetayesh
0😁😉
۲ سال پیشعلیرضا
0جان جان،خوشم اومد از پرنیان
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
مرسی
۲ سال پیشم.ر
0لزومی نداشت به خونش راه بده مرتیکه عوضی ولی خوب جوابشو داد
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
😇😇😇😇
۲ سال پیشساناز
0عالی بود و خیلی زود تموم شد
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
دوباره ادیتش زدم
۲ سال پیشزهرا
0یه احساس خیلیییییییی قوی میگه کیان داره این صحنه هارو میبینه و مهردادم میدونه که کیان میبینه و از قصد رفت تو خونه که کیان حرص بخوره
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
ذهن خوبی برای نویسنده شدن داری
۲ سال پیشزهرا
0ایول خیلی با این جواب پرنیان کیف کردم الان وقت وقت تلافیه😍
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
وقت تلافیه🌹🌹
۲ سال پیشانا
0عالی بااین جواب پرنیان کیف کردم همیشه همینطور محکم باشه
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
❤️🩷🩷💝💖💖
۲ سال پیشسمانه
0خوشحالم برا پرنیان انشالله تا آخر همین جوری محکم جلو مهرداد وایسه تا هم خودش و هم نازی به آرامش برسن
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
❤️🩷💜💝💖
۲ سال پیشپریسا
0واییی من فقط از جواب پرنیان کیف کردم امید وارم همیشه اینجوری محکم باشه ونسبت به مهرداد بی تفاوت
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
دیگه رو به قدرت پیش میره
۲ سال پیشفاطمه زهرا
0خوب جوابشو داد..
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
🤩🤩🤩
۲ سال پیشآمنه
0ممنون دلم خنک شداز جواب پرنیان برای مهرداد امیدوارم به خاطره خوابش نازی رو با خودش نبره عالیه عالی بود
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
💖💝💜🩷
۲ سال پیشماهرخ
0ایول پرنیان
۲ سال پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
ماهرخ...💖
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
4مهرداد از خجالت بهتره بری بمیری... حال کردم از جوابی که پرنیان بهش میده...