پارت هجده :

حسام از یک چهارپایه‌ی محکم بالا رفته و مشغول مرتب کردن طاقه‌ها بود. پدرش بعد از مرگ دوست عزیزش، رحیم دیگر خودش را بازنشست کرده بود؛ اما با این حال گاهی به پسرش سری می‌زد. حسام تنها توی مغازه بود و یک ساعتی بود که سروکله‌ی مشتری هم پیدا نمی‌شد! عوضش سهند آمده بود... بی نتیجه از
تمام تلاش‌هایش پشت ویترین نشسته و یک پاکت چوب کبریت را به بازی گرفته بود.
- چی‌کار کردی بالاخره؟
حس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • asall

    2

    صد در صد سهند پسر فرد مهمیه ک اینا ترسیدن

    ۱ سال پیش
  • هدی

    0

    یعنی اون بچه سهنده

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😏

    ۲ سال پیش
  • مهشید

    0

    واقعا از ستایش خیلی خوشم میاد😊💪🏻

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم🥰

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    چنین عشقی باید ستایش کرد که هنوز بدون هیچ شکی هم پای هم هستن نمونه این عشق ستایش و سهند 💓💓💓

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این بار توی این قصه خانومه پشتیبان آقای قصه‌اس💚

    ۲ سال پیش
  • ستی

    0

    تا اینجا که خیلی عالیه واقعا خسته نباشی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم امیدوارم تا انتها دوسش داشته باشی 💚🤩

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    ستایش واقعا قابل ستایشه و امیدوارم یه روزی تیشه بزنه به ریشه ی تجارت کثیف خانواده اش

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ستایش واقعا برای سهند پشتیبانه💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Maryam ghorbanali za

    0

    داستان خوبیه ممنون

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    ستایش دمت گرم که انقد قشنگ از خودتو عشقت حمایت میکنی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره واقعا🤩💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Fafa

    0

    سلام آزاده جون خوش قلمم....واقعا قلمت عالیه خیلی جزئیات رو خوب میگی انقد ک قابله تجسمی...انرژیت عالیه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم ممنونم از تو به خاطر همراهیت فقط ای کاش فعالیتت رو بیشتر ببینم🤩💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    0

    مرسیی آزاده جون، مرسی بابت عمل به وفا 😍 بی صبرانه کنجکاوم واسه جریان نامه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    توی پارت های همین هفته همه چیز مشخص میشه که جریان از چه قراره☺️💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    💛💚❤️💙🩵💜🤎🧡

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • م

    1

    خیلی خوبه که ستایش نه لوسه ونه توسری خور همیشه از خودش وسهند دفاع میکنه پیش خانوادش

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    کلی هم بهش کمک کرد برای وکیل اینا🥺

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!