پارت شانزده :

حرف‌های سورن او را خیلی خوب راضی کرده بودند! آن‌قدر راضی کرده بودند که سر ظهر مقابل مدرسه ایستاده بود تا تعطیل شود! دست به سینه تکیه‌اش را به ماشین زده بود و نگاهش را آن اطراف می‌چرخاند و مانند دیگر رانندگان انتظار می‌کشید.
حق با سورن بود... او یک پسر بیکار و دیپلم ردی بود که به سختی می‌توانست کاری برای خودش دست و پا کند. در نظر مادرش هم که کلا عرضه نداشت؛ اما مقابل سهند مجبور بود از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • چیپسی

    0

    این طاهره هم یه کارایی دارع میکنه هاا

    ۳ ماه پیش
  • چیپسی

    0

    اخه رو ویرانه های زندگی یه نفر مگه میشه زندگی ساخت میعاد کم عقل

    ۳ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    بچه بیا برو کارگری کن کمتر منو حرص بده

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چون سو سابقه داره کسی بهش کار نمیده🥺

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    چه سختگیر شدن بناها کارگر همسر هم سابقه داره و معتاده ولی میگه بنده خدا یه راه در آمد داشته باشه

    ۱ سال پیش
  • هدی

    0

    برو خدا رو شکر کن فیلم و مدرک نداری😬

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    با دم شیر بازی کرده🥴

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    1

    امیدوارم سهند نره سراغ هدایتی....🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۲ سال پیش
  • شیرین

    0

    رومان خوبیه من دنبال میکنم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهیت عزیزم🥰💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • مهشید

    0

    گذشته از اینکه میعاد خیلی شل مغز و سسته اما در کل سورن هم قدرت نفوذ خیلی بالایی داره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به شدت🥰

    ۲ سال پیش
  • Maryam ghorbanali za

    0

    داستان خوبیه و تقریبا مشکل یه سری از افراد هستش

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهی🤩💚

    ۲ سال پیش
  • moon

    0

    ایشالله که خیره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ان شاالله😅

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    بسیار زیبا بود با سپاس فراوان از زحماتتون🌺

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم از حضور فعالت🤩💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    تینا جان خودش ب دست و پای سهند نیفته خوبه😊😊😊 آزاده عزیزم مرسی که انقد زیبا مینویسی ما کنارتیم امیدوارم دیگران هم حمایت کنن

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فدای تو😘💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • م

    1

    ممنونیم خانم دریکوندی برای این رمان زیبا ورایگان ،قبل مطالعه به کتابخانه اضافه کردم چون به قلم شما اعتماد دارم

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم ازت عزیزم😍💚💚💚این برای من افتخاره که قلمم مورد پسندتونه🤩

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!